مترجم: مهندس سعيد صالحي

خلبان قبل از پرواز، آخرين كنترل ها را انجام داده و همه چيز به ظاهر به خوبي پيش مي رود. مسافرين كه بيشترشان ساكن شهر سياتل هستند(88 نفر) به آخرين دستورات مهمانداران قبل از پرواز گوش داده و سپس هواپيما از روي باند به پرواز درمي آيد ولي آنها نمي دانند كه هيچ وقت به مقصد نخواهند رسيد.
    هواپيماي بوئينگ MD-83 ا31 ژانويه سال2000 پرواز خود را از پوئتراوالارتا به شهر سانفرانسيسكو آغاز و تا ارتفاع10 هزار متري صعود كرد. تقريباً تمام مسير طي شده بود ولي30 دقيقه مانده به پايان پرواز، ناگهان خلبان متوجه شد كه متعادل كننده سكان افقي عقب هواپيما حركت نكرده و ارتفاع به شدت رو به كاهش مي رود. قسمت كنترل كننده ارتفاع هواپيما، سكان افقي، كاملاً قفل شده است. خلبان به سرعت با برج مراقبت تماس گرفته و از كادر فني آلاسكا درخواست كمك مي كند در حالي كه هواپيما با سرعت و شيب بسيار زياد به سمت اقيانوس در حال سقوط است.
    قبل از اينكه كاري انجام شود هواپيما در ساعت30/4 دقيقه در نزديكي سواحل جنوب كاليفرنيا با سطح اقيانوس برخورد كرده و متلاشي مي شود و به عمق24 متري كف دريا مي رود.
    در شهر سانتياگو و تمامي محدوده سقوط، آژيرهاي خطر به صدا درآمده و گروههاي نجات شامل كشتي هاي گارد ساحلي، هلي كوپترها، زيردريايي هاي تجسسي، هواپيماهاي اكتشافي براي عمليات نجات به حركت در مي آيند. محل سقوط در كف اقيانوس در نزديكي ساحل و منطقه اي صاف و شني است.
    در ابتدا، تيم تجسسي به دنبال نجات يافتگان است ولي هيچ اثري از آنها نبوده و همگي در هواپيما در كف دريا مدفون شده اند. عمليات براي يافتن جعبه سياه، اطلاعات پرواز و ضبط مكالمات كابين خلبان، همزمان آغاز مي شود. دقت دستگاه هاي جستجو كننده تا حدود5 متر از محل آنهاست. جعبه سياه در كنار سكان عمودي در انتهاي بدنه هواپيما قرار گرفته و تا مدتي امواج ارسال مي كند. دو روز بعد از وقوع حادثه ضبط مكالمات و سه روز بعد دستگاه ثبت اطلاعات پرواز پيدا مي شود.72 ساعت بعد از سقوط، هر دو دستگاه براي يافتن علل سقوط روي ميز مركز فرماندهي عمليات قرار گرفته و كار تحقيقات آغاز مي شود.
    تجسس براي بيرون آوردن مسافرين با كاربرد دستگاه هاي بسيار حساس ادامه و شش روز بعد تمامي آنها بيرون آورده مي شوند. علت كندي كار، عمق زياد و شرايط نامساعد جوي گزارش مي شود.
    اطلاعات به دست آمده از مكالمات كابين خلبان، مشكل اصلي را متعادل كننده سكان افقي انتهاي هواپيما گزارش مي دهند. در اين نوع هواپيما اين قطعه مانند يك درب حياط عمل كرده و يك جك مارپيچ بلند در داخل يك مهره بزرگ با دوران خود، به سرعت در حال رفت وبرگشت است و سكان را به بالا و پايين مي برد. خلبان براي اوج گيري، كاهش و يا ثابت نگه داشتن ارتفاع به وسيله دسته كنترل هواپيما، وضعيت آن را تنظيم مي كند.
    

جستجو براي پيدا كردن ساير قطعات ادامه مي يابد. دستگاه هاي بسيار حساس ارسال امواج، سونوگرافي، باتوجه به بازگشت امواج ارسالي، اشكال قطعات را شناسايي و بيرون مي آورند.
     شش روز بعد از سقوط هواپيما، كليه قطعات شامل سطوح كنترل پرواز، تمام قسمت هاي بال، فلاپ ها، قطعات سكان عمودي و عمل كنندگان خارج و آماده بررسي مي شوند.
    20 فوريه موتور و ساير قطعات بزرگ نيز پيدا شده و بيرون آورده مي شوند. بيرون آوردن اين همه تجهيزات و مسافر با كمك صدها نفر متخصص و كارشناس خصوصي و دولتي و با بكارگيري تجهيزات پيشرفته به پايان مي رسد.
    گروه متخصص شامل كارشناسان نيروي هوايي وشركت هواپيمايي آلاسكا و صدها متخصص ديگر در ظرف مدت48 روز پس از حادثه، بررسي هاي دقيق خود را براي پيدا كردن علت سقوط و جلوگيري از تكرار آن در ساير هواپيماهاي مشابه به پايان مي رسانند. تمركز بر روي سيستم متعادل كننده سكان افقي است. آنها سوابق نگهداري اين قطعه را از دو سال قبل بررسي كرده و متوجه مي شوند كه جك مارپيچ به علت عدم گريسكاري به موقع، به شدت خورده شده و ديگر قادر به حركت در داخل مهره خود براي كنترل وضعيت افقي هواپيما نبوده است. قطعه پيدا شده داراي خورندگي شديد و فاقد گريس بوده است.
    

تحقيقات بيشتر نشان داد كه بنا به درخواست شركت هواپيمايي آلاسكا، نوع گريس جديدي به سازمان FAA داده شده و پس از تاييد به جاي گريس قبلي مورد استفاده قرار گرفته است. احتمال مي رفت به علت عدم سازگاري با نوع قبلي و تركيب آن دو با هم، خورندگي غيرعادي قطعه پيش از موعد تعويض به وجود آمده باشد. براي جلوگيري از تكرار اين حادثه، سازمان بين المللي هوايي، دستورالعمل جديدي براي گريسكاري اين قطعه به كليه هواپيماها صادر كرد.
    روانكاري قطعات از اهميت بسيار بالايي برخوردار است. ساليانه هزينه هاي بسياري به علت مصرف نيروي مازاد بر احتياج در اثر اصطكاك زياد و اتلاف انرژي، تعميرات، تعويض، نگهداري و نظاير آن در جهان صرف شده است. در اكثر موارد، زيان فقط مالي است ولي در كاربردهاي خاصي مانند هواپيماها و يا سفاين فضايي موضوع متفاوت است. به طور مثال، عدم دقت در كاربرد روانكار مناسب در يك فضاپيما مي تواند ماموريت آن را با مشكلات و يا با شكست كامل مواجه كند. اگر آنها داراي سرنشين باشند ممكن است فاجعه انساني نيز به وجود آيد. آنچه در پرواز261 اتفاق افتاد به همين روال بود. عدم گريس كاري سيستم متعادل كننده سكان افقي، منجر به خورندگي قطعه، عمل نكردن به موقع و سقوط هواپيما شد كه نه تنها باعث خسارات مالي بلكه خسارات جاني بي شماري نيز به بار آورد.
    آنچه از اين واقعه تاسف آور بايد آموخت آنست كه روانكاري قطعات از اهميت بسياري برخوردار است و مي بايستي طبق دستور العمل هاي سازندگان آنرا انجام داد و از كاربرد انواع غيراستاندارد روانكارها پرهيز كرد.
    
    منابع و ماخذ: گزارش مايكل موري (سقوط پرواز261 هواپيمايي آلاسكا)30 مارس2001،
    گزارش جيمز واليس:(مجله پُست اينتليجنسر سياتل)